هیچ محصولی در سبدخرید نیست.
سامان حسنلو رتبه 134 کنکور

سامان حسنلو رتبه 134 و قبولی عمران دانشگاه صنعتی شریف یکی دیگه از رتبه های برتر فولیتویی.
سامان حسنلو مثل بقیه رتبه برتر های فولیتو با کلی تلاش و کوشش یکی از رتبه های سه رقمی کنکور شد که در ادامه عکس کارنامه و مصاحبه با این رتبه برتر عزیز رو برای شما قرار دادیم و همچنین توصیه هایی از روش مطالعه سامان حسنلو برای اطلاعات بیشتر شما دانش آموزا عزیز.
تصویر کارنامه و نظر سامان حسنلو رتبه 134 کنکور و قبولی عمران صنعتی شریف - رتبه برتر فولیتویی

مصاحبه با سامان حسنلو رتبه 134 قبولی عمران دانشگاه صنعتی شریف - رتبه برتر فولیتویی
صحبت های سامان حسنلو رتبه 134 کنکور
سلام به همه عزیزای دلم! 👋 من سامان حسنلو هستم، رتبه 134 کنکور رشته ریاضی فیزیک از استان البرز، شهر کرج. خیلی خوشحالم که امروز اینجام تا از تجربیات یک سال کنکوریام و مسیری که با فولیتو طی کردم، براتون بگم. این مسیر پر از چالش بود، اما با تلاش و پشتکار، تونستم به هدفم برسم. امیدوارم صحبتهای من الهامبخش شما باشه، مخصوصاً اگه این روزها حس میکنید وضعیت خوبی ندارید و ناامیدید. چون من خودم از یه نقطه خیلی پایین شروع کردم و بالا اومدم.
شروع مسیر کنکور و اولین تلنگرها
راستش رو بخواید، من از اوایل مهر ماه سال دوازدهم جدی خوندن برای کنکور رو شروع کردم. البته توی ذهنم فکر میکردم از دهم شروع کردم و خوب هم پیش میرم، ولی واقعیت چیز دیگهای بود.
اولین آزمون قلمچی رو که دادم، با تراز 4700 شروع کردم. خودم فکر میکردم برای شروع بد نیست و آزمون دوم حتما به 5000 میرسم. اما نتیجه آزمون دوم هم 4800 شد، یعنی فقط 100 تا پیشرفت!. اینجا بود که اولین تلنگر رو به خودم زدم و فهمیدم فقط آشنایی با فضا مهم نیست، باید جدی شروع کنم. اونجا حس کردم خودمو نمیشناسم و چیزی که توی ذهنم از خودم ساخته بودم، واقعیت نداشت.
دفترچه کاغذ: رفیق من در مسیر کنکور!
برای اینکه خودم رو بشناسم و با واقعیت روبرو بشم، شروع کردم ویژگیهای خودمو روی کاغذ نوشتم. یعنی تکتک درسها رو مینوشتم و درصدهایی که زده بودم رو هم جلوی هر کدوم مینوشتم. یادمه ادبیات رو منفی 10 درصد زده بودم!
با خودم صادق بودم. فهمیدم که فقط بلد بودن کافی نیست. مثلاً فهمیدم که بدون زمانبندی تست میزنم و این یه توهم بزرگه برای کسی که میخواد کنکور بده. بنابراین، روی کاغذ نوشتم که باید این عادت رو تغییر بدم و شروع کردم به تست زنی زماندار. اوایل از هر 20 تست، 10 تا رو زماندار میزدم و سعی میکردم هر هفته این تعداد رو بیشتر کنم.
پیشرفت هفتگی و چالش غرور
من یه اعتقادی داشتم: به جای اینکه هر روز از روز قبلم بهتر باشم (که کار رو خیلی سخت میکنه)، سعی میکردم هر هفته از هفته قبل خودم بهتر باشم. یعنی میانگین هفتگی خودم رو ارزیابی میکردم و تلاش میکردم تو هفته بعد، بالاتر باشه. همین پیشرفتهای هفتگی بود که منو از تراز 4700 به رتبه 134 رسوند.
این روند ادامه داشت و من هی پیشرفت کردم تا ترازم به 5800 رسید، اونم تو آزمونهای آذر ماه. اما اونجا یه اشتباه بزرگ کردم: مغرور شدم!. فکر کردم دیگه خیلی خوبم و دیگه نیازی به نوشتن روی کاغذ و واقعگرایی نیست. دوباره رفتم سراغ ذهنیت و خیالبافیهای خودم. نتیجه چی شد؟ تو دی ماه دوباره افت کردم و ترازم به 5200 رسید.
این افت، یه تجربه سخت بود، ولی فهمیدم که توی مسیر موفقیت، افت طبیعیه و همه تجربهاش میکنن. خیلیها ناامیدم میکردن، ولی حمایت و دلگرمی پدر و مادرم خیلی کمکم کرد تا دوباره به مسیر برگردم. پدر و مادرم مهمترین حامیهام تو شرایط سخت بودن.
تصمیمات پایانی و موفقیت کنکور
تو ماههای پایانی، یه تصمیم مهم گرفتم: شرکت در آزمونهای جامع قلمچی رو کنار گذاشتم. حس میکردم قیاس خودم با بقیه تو ماههای آخر ممکنه باعث اضطراب و ناامیدی بشه. بنابراین، برای اینکه از این هیاهو دور باشم، دفترچههای سالهای پیش کنکور رو پرینت گرفتم و خودم از خودم آزمون میگرفتم. این روش خیلی خوب جواب داد و نتیجهاش هم شد همون رتبه 134 کنکور.
فولیتو: نقطه عطف فیزیک من! 🎯
من با شخص استاد ملاکیان از ابتدای سال یازدهم آشنا شدم. یکی از چیزایی که خیلی به من کمک کرد، این بود که آموزشهای فولیتو با انیمیشن و تصویرسازی بود. این روش باعث میشه مغز، خصوصا نیمکره راست، فعالتر بشه و مطلب رو خیلی بهتر درک کنیم، چون بیشتر از حواس بینایی استفاده میشه.
یادمه سال دهم، فصل تعادل گرمایی فیزیک رو خیلی ضعیف بودم و برام پیچیده بود. پر از فرمولهای مختلف بود و حس میکردم هر قسمت یک قانون جدا داره و نمیتونستم طبقهبندیشون کنم. وقتی ویدیوهای تعادل گرمایی شما (فولیتو) رو دیدم، برام خیلی جالب بود و یه قوت قلب بهم داد. شما گفتین که کلاً دو حالت بیشتر نداریم: یا تعادل، یا دما تغییر میده یا نمیده. باورم نمیشد هزاران قسمت توی دو تا قسمت خلاصه بشه!.
بعد از دیدن ویدیوها، کلاً با دو تا تکنیک، تعادل گرمایی رو یاد گرفتم. اونجا فهمیدم که اون طبقهبندیهای قبلی و فرمولهای جداگونه برای هر بخش، همش باید از یه منشا میگرفته. اون لحظه حسم این بود که عین یه فیزیکدان شدم!.
حدود دو سه بار همه ویدیوها رو دیدم. بعدش رفتم سراغ تستهایی که قبلاً با ترس و وحشت سراغشون میرفتم. اولش سخت بود، ولی وقتی روش شما رو امتحان کردم، دیدم چقدر روونه و همه رو همش تو ذهن میشینه. یکدفعه یه انگیزه فوقالعاده بهم دست داد، یه انرژی فیزیکی بهش میگم!.
همون لحظه یه بانک تست برداشتم و شروع کردم به تست زنی زماندار. انقدر لذتبخش بود که هر سوالی رو حل میکردم حس میکردم یه فیزیکدان شدم. حدود 50 تا تست رو در 35 دقیقه حل کردم!. اونم از مبحثی که اصلاً تسلط نداشتم. این موفقیت کوچیک، یه سکوی پرتاب بزرگ برام شد.
ساعت مطالعه من: از 2 ساعت تا 10 ساعت!
خیلیها میپرسن چند ساعت میخوندم. اوایل مهر ماه، ساعت مطالعهام روزی 2-3 ساعت بود. حتی بیشتر از 20-30 دقیقه نمیتونستم روی یه درس تمرکز کنم. حس میکردم مغزم گنجایشش رو نداره.
دوباره همه چیز رو روی کاغذ آوردم. برنامهریزی کردم که هر هفته، 15 دقیقه به ساعت مطالعه روزانهام اضافه کنم. یعنی اگه یه هفته 3 ساعت میخوندم، هفته بعد بشه 3 ساعت و 15 دقیقه، بعدش 3 ساعت و نیم و همینطور تدریجی بالا ببرم. این روش باعث شد هم گنجایش ذهنم افزایش پیدا کنه و هم راندمانم حفظ بشه.
با این روش، ساعت مطالعهام رو رسوندم به 10-11 ساعت در اواخر آذر ماه. اما باز هم اشتباه کردم! مشاور مدرسه و دوستام بهم پیشنهاد دادن برم رو 12-13 ساعت. منم فکر کردم چون از 2-3 ساعت به 10 ساعت رسیدم، این هم آسونه. ولی فقط 2-3 روز تونستم 12-13 ساعت بخونم. این کار باعث شد کل راندمانم به هم بریزه و حتی همون 10 ساعتم رو هم از دست بدم. چهار پنج روز تقریباً هیچی نمیخوندم. دوباره فهمیدم که باید از همون 2-3 ساعت شروع کنم و کمکم بالا بیام. اینجوری دوباره ساعت مطالعهام رو به 9.5-10 ساعت رسوندم.
مرور مرحلهای: کلید تثبیت مطالب
برای مرور هم یک سیستم مشخص داشتم: مرور مرحلهای. اولین مرور باید بلافاصله بعد از مطالعه اولیه انجام بشه. چون ممکنه مطلب رو خیلی سریع فراموش کنید. بعد از اون، مرورهای بعدی رو روی کاغذ مینوشتم. مثلاً مینوشتم فیزیک فصل 4، بخش 1 رو یک هفته بعد و یک ماه بعد دوباره مرور کنم. این روش، که شبیه متد جعبه لایتنر و توانهای 2 هست، به من کمک میکرد مطالب رو به حافظه بلندمدتم منتقل کنم و کمترین فراموشی رو داشته باشم.
کاغذ: بهترین دوست من! 📝
بهتون گفتم، برای من کنکور کلاً یه دنیای کاغذی بود. باید با کاغذ رفیق باشی و همه چیتو باهاش در میون بذاری. احساساتت، پیشرفتات، ساعت مطالعهات، همه رو روی کاغذ مینوشتم. این کار باعث میشد که چیزها از ذهنم خارج نشه و تمرکزم بالاتر بره. حتی اگه یه فکری حین مطالعه میومد تو ذهنم، مینوشتمش که بعداً بهش فکر کنم.
خیلی چیزا تو کنکور و حتی زندگی باورپذیر نیست. مخصوصاً برنامهریزی. ذهنتون ممکنه یک ماه بعد یا یک ماه قبل رو یادش نباشه، ولی کاغذ همیشه یادشه. من حتی برنامهریزی هفتگیام رو هر شب میذاشتم زیر بالشم و روش میخوابیدم. به نظرم شما هم همین کار رو بکنید. با کاغذه رفاقت کنید، احساساتتون رو باهاش در میون بذارید. بعد از پدر و مادر، هیچکس به اندازه کاغذ حامیتون نمیتونه باشه.
نتیجهگیری
من برای کنکور مشاور نداشتم و خودم برنامهریزی میکردم. حتی به دوستام هم مشاوره میدادم. مهمتر از همه، رتبهام رو بدون هیچ سهمیهای (نه سهمیه 5 درصدی، نه 25 درصدی) به دست آوردم. خیلیها باور نمیکنن که یه نفر از تراز 4000 بتونه به این پیشرفت برسه. ولی من بهتون میگم: هیچی غیرممکن نیست!. همه چی به خودتون و طرز تفکرتون بستگی داره. ناامید نشید و ادامه بدید. فراز و نشیبها هستن، ولی باید بتونید از پسشون بربیاید.
من فولیتو رو حتماً به همه پیشنهاد میکنم، چون با اون روش تدریس جامع و انیمیشنی، واقعاً به من کمک کرد تا فیزیک رو بترکونم و در نهایت به رتبه 134 کنکور برسم. امیدوارم شما هم سال دیگه، همینجا بشینید و از موفقیتهاتون بگید. دمتون گرم!.
0/5
(0 نظر)